فرهاد ميرزا
38
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
و صحيح شيشه ، شوشى است و به لحن شيشه مىگويند كه پايتخت قراباغ است . در قلعه شوشى بود كه شاه شهيد آقا محمد خان قاجار ( 1211 - 1209 ه . ق . ) را در شب بيست و يكم ذى الحجة الحرام سنهء يك هزار و دويست و يازده [ هجرى ] شهيد كردند و لفظ تاريخ تاريخ است . 24 روز دوشنبه بيست و چهارم رمضان : به گنجه آمديم . صبح از چاپارخانهء قارقيلىچاى راه افتاديم . دم چاپارخانه از پل قارقيلىچاى گذشتيم كه از چوب بستهاند . سه ورس كه گذشتيم قريهء موسالو است كه در يمين راه است . مال مرحوم اسماعيل پاشا نوادهء جواد خان گنجهاى است كه از طايفهء زياد اوغلى قاجار است كه حالا منتقل به ابو الفتح آقا پسر او شده كه داماد نواب بهمن ميرزا و همشيره بطنى انوشيروان ميرزا است . والدهء آنها صبيهء مرحوم حسام السلطنه محمد تقى ميرزا است . از آنجا طايفهء قراموسالو را كوچانده به صاين قلعهء افشار 25 بردهاند . در چاپارخانهء مينگهچور و قارقيلىچاى و كوركچاى ، حبسخانهء محكمى براى اعيان ساختهاند [ كه ] در آن صفحات اگر تقصير بكنند و به سيبر « 1 » ببرند ، در آنجا شب منزل بدهند . تقصير بزرگ ، يكى قتل نفس است . يكى آن است كه عمدا به چاپارخانه ريخته يا بر پشته در عرض راه صدمهاى بزند كه كاغذ دولتى نرسد و مفقود گردد . و يا به دزدى به خانهء كسى و اطاق كسى برود ، در را بشكند و داخل شود . از سيصد منات كمتر اگر دزدى بشود اختيار او با حاكم است و حكم ديگر دارد . القصه ، در يمين و يسار راه دهات بزرگ بسيار است كه نوشتن آنها فايده ندارد . همه اراضى ، خوب و حاصلخيز است . ده ورس كه طى كرديم قراولخانه بود كه قزاقها عوض شدند . كوه مرو - به كسر ميم و فتح راء مهمله مشدده - در پايين مغرب و جنوب كوركچاى است . ديروز كوه پيدا بود ، امروز چنان مه و دمه و ابر گرفته كه هيچ معلوم نيست . ماوراء كوه ، قراباغ است . تا كوركچاى تقريبا پنج فرسخ است . كوه مرتفع بابركتى است . جنگل بسيار دارد . قلهء او برف دارد كه در تابستان هم برف دارد . سواى انهار صغيره سه رودخانهء بزرگ از آن كوه جارى است : اول ، اينچهچاى 26 - اسم تركى است ، يعنى رودخانه باريك - ثانى ، زيوه - بازاء معجمه - ثالث ، قراچاى - يعنى رودخانهء سياه - كه هرسه بهطرف قراباغ مىرود . در چاپارخانهء كوركچاى نهار خورده راه افتاديم . كورك در تركى به معنى بازو است . آب خوب گوارا دارد . آب كوركچاى از كوه سارىياغ - يعنى روغن زرد - جارى است . در اين كوه كه طرف جنوب گنجه است عمارت تابستانى خوب در گوزهلبلاغ - چشمه زيبا - ساختهاند كه تا شهر بيست ورس است . از چاپارخانه هفت ورس ديگر كه طى كرديم باز قراولخانه است . هفت ورس ديگر كه طى كرديم در يمين راه گنبد كوچكى بود كه خراب
--> ( 1 ) سيبريه .